بسمه رب الظهور

آیا برای ظهور ، ولایت پذیری مردم جهان (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) ارجحیت دارد یا طلب ظهور؟

تمامی مصائب و مشکلات انسانهای الهی در طول تاریخ برای هدایت فرزند آدم به سوی حقیقیت  که همان آزادی ، صلح ، عدالت ، خودشناسی و خداشناسی ناشی از ولایت ناپذیری مردم زمانشان بوده است که باعث شد هیچ کدام از آنها نتوانند به رسالت حقیقی شان جامه عمل بپوشانند و جامعه ای الهی بسازند که در نتیجه همین ویژگی مردم باعث شد که دوازدهمین امام معصوم از سلاله پاک آخرین رسول حق به غیبتی ناخواسته عزیمت کنند و تا شرایط و مقدمات ظهور که اصلی ترین آن همان تبیین شدن اصل پذیرش ولایت در علم و عمل مردم  بوجود نیاید ظهوری رخ نخواهد داد چرا که اگر بدون مهیا شدن این ویژگی ظهوری رخ دهد سرانجامی جز سرگذشت دیگر اولیاء خدا نخواهد داشت و معنا و مفهوم بقیه الله و خلیفه الله رنگ خواهد باخت .

آری به جرات می توان گفت که اصل ولایت فقیه که توسط حضرت امام خمینی (ره) مطرح و در کشور پایه گذاری شد و توسط مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (روحی فداه) نهادینه و تبیین شد ، برای پیاده سازی اصلی ترین شاخص و مقدمه ظهور بوده که اگر این اصل را در بین ملتهای جهان بتوان گسترش داد به یقین می توان گفت که ظهور در این دوران محقق خواهد شد.( انشاءالله)

و امروز می توان مشاهده کرد که ملتها سرخورده از رهبران و متفکرینشان که تجربه انواع مکاتب و روشها را چه مدرن و سنتی و چه رهبانیت و سکولار را در بین آنها به اشتراک گذاشته اند به دنبال ماوایی میگردند تا نیازهای فطریشان را برطرف کنند . که اگر ما به عنوان فرزندان معنوی حضرت امام خمینی و حضرت امام  خامنه ای در جهت تبیین اصل ولایت فقیه در جهان بکوشیم قدمی بسوی ظهور مولایمان مهدی فاطمه (عج) برداشته ایم.

با امید به ظهور بقیه الله الاعظم

کجایید ای شهیدان خدایی

بلا جویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک بالان عاشق

پرنده تر ز مرغان هوایی

بیا با هم حدیث عشق بخوانیم

بسیجی تا دم آخر بمانیم

کجائی ای امام و رهبر ما

کشی دست نوازش بر سر ما

الا خامنه ای جانم فدایت

الهی جان دهم آقا برایت

الهی تا ظهور دولت یار

گل پیغمبر ما را نگهدار

بیا یابن الحسن دردم دوا من

مرا با دیدنت حاجت روا کن

بیا یابن الحسن دورت بگردم

بیا تا درست خالی بر نگردم

گلی گم گرده ام می جویم او را

به هر گل می رسم می بویم او را

گل من یک نشانی در بدن داشت

یکی پیراهم کهنه به تن داشت

اگر بینم گلم را در بیابان

ز آب دیدگان می شویم او را